محمد مهريار
466
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
دربارهء براآن و نامواژههاى وابسته به آن به تضاعيف گفتوگو كرديم ، اما دربارهء اين ديه كه اينقدر كوچك است كه جمعيت آن از دو نفر تجاوز نمىكند ديگر لزومى ندارد به تفصيل دربارهء جامعهشناسى و جغرافياى اقتصادى آن سخن بگوييم ولى حقارت و كوچكى محل البته موجب نمىشود كه ما نام آن را از قلم بيندازيم و كيفيت تحول و تطور نامواژهء آن را مورد بحث قرار ندهيم . ببينيم چگونه است حكايت آن . واژهشناسى : تجزيه اين واژه بسيار دشوار است و نمىتوان به ظاهر آن را تقطيع كرد . اگر فكر كنيم كه از دو جزء « سال + ان » آمده است چونكه حرف « ل » مبدل از « ر » است بنابراين واژه بهصورت « ساران » در مىآيد و به اين صورت نام بسيارى از ديهها و امكنه قرار گرفته است ، از جمله ؛ ساران ( دماوند ، سردشت ، شاهرود ، مرودشت ) و به صورت سار ( كاشان ، مرند ) و به صورت سارى ( مازندران ) و اين عادت آريايى است كه امكنه را به نام حيوانات و پرندگان نامگذارى مىكند . « 1 » وجه ديگرى نيز براى اين نامواژه هست به اين صورت : مىدانيم كه حرف « ن » مبدل از « ر » هم هست و برعكس بنابراين سالان درست همان واژهء سالار است به معناى رئيس و سرور كه از باب اطلاق حال به محل نام سالار به محل اقامت او نهاده مىشده است و در اطراف ايران اين سالاران ملجأ و مأوى مردم بوده و دستگاهى مفصل داشتهاند و امكنهء بسيارى به نام آنها نامبردار مىباشد از جمله ؛ سالار ( ايذه ) ، سالارآباد ( باختران ، خرمآباد ، خلخال ، كرمان ، مراغه ) و سالارسرا ( تنكابن ) ، سالارو ( معادل سالار كوچك ، هشتپر ) و بسيارى ديگر كه از همهء اينها قدمت تاريخى محل آشكار مىشود . سرجهن Sarjehan سرجهن ديهى است در عداد ديههاى حومهء شهرستان اردستان . در سال 1345 جمعيت اين ديه 62 نفر و در سال 1375 جمعيت آن 91 نفر بوده است . « 2 » اينكه گفتيم ديه نسبتا معتبرى است ، به اعتبار جمعيت آن است چونكه جمعيت همهء ديههاى اردستان و از جمله دهستان حومهء آن چندان زياد نيست و اكثر ديهها كوچك است و ازاينرو اين ديه حال متوسطى دارد . دربارهء اردستان و ويژگيهاى جغرافياى تاريخى آن به تفصيل ذيل واژهء
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل همين نامواژه . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 6 .